در آسيا قلمرو كوهستانی وسيعی كه اعراب را از جهان مسلمان غيرعرب جدامی كند از دريای سياه در شمال تا دشتهای بين النهرين در جنوب و تا آن سوی رشته كوه زاگرس به طرف شرق كشيده شده است . اين سرزمين آب پخشان رودهای بسياری ازجمله دجله ، فرات و ارس است و موطن اصلی كردها از گذشته های بسيار دور يعنی بسيار پيشتر از ورود اعراب و تركها به اين منطقه می باشد. در حالی كه اعراب ، فارسها و تركها موفق به ايجاد دولت شدند، كردها دراین باره ناكام ماندند. كردها نه تنها موفق به اتحاد نشده اند، بلكه هميشه قربانی جنگهای دايمی بين همسايگان قدرتمندشان و تمام خسارتهای جانی و مالی پدید آمده از اين جنگها، بوده اند. اگر چه كردها در دوره های مختلف تاريخشان به درجات متفاوتی بر امور خويش كنترل داشته اند، با اين وجود،هميشه زير فشار همسايگان نيرومندتر و خواسته هايی كه مستلزم خفه كردن آمالها ونفی هويت ملی كردی بوده است ، به سر برده اند. به طور حتم هويت و زبان كردی هدف اصلی سياستهای سركوب گرانه به كار گرفته شده حكومتهای غالب در منطقه كردهابود؛ البته با امكان استثناء كردن جامعه كوچك كردها در اتحاد شوروی كه تا اندازهای از آزادی فرهنگی پايدار برخوردار بودند كه در سرزمين اصلی كردها از آنها دريغ می شد.كردها دارای ويژگیهای فرهنگی مشترك با همسايگان ترك ، عرب و فارس خودمی باشند كه مهمترين آنها اسلام است . با اين حال يكی از تفاوتهای اصلی جداكننده كردها از مردمان همسايه ، زبان آنهاست كه به طور معمول «كردی » ناميده می شود.
